غلامحسين محرمى

49

تاريخ تشيع از آغاز تا پايان عصر غيبت صغرى ( فارسي )

« شيعيان من سيمايشان از شب زنده‌دارى زرد مىشود و چشمانشان از گريه ضعيف . . . » « 1 » در موارد فراوانى خود حضرت على عليه السّلام مثل مورد فوق بر پيروانش « شيعه » اطلاق مىكرد ؛ مثلا آن‌گاه كه خبر شهادت عده‌اى از شيعيان بصره را به دست طلحه و زبير آوردند ، آن حضرت بر آنها نفرين كرد و فرمود : « بار خدايا ! آنان شيعيان مرا كشته‌اند ، تو نيز آنان را بكش » . « 2 » حتى دشمنان آن‌جناب نيز در آن دوره ، بر پيروان على عليه السّلام شيعه مىگفتند ، چنان‌كه عايشه ، طلحه و زبير كه درباره مسيرشان از مكه به عراق ، گفت‌وگو مىكردند ، گفتند : « به بصره مىرويم و عامل على را از آن‌جا بيرون مىكنيم و شيعيانش را مىكشيم » « 3 » . به‌هرحال حقيقت تشيّع كه همان دوستى و پيروى كردن و مقدم دانستن على عليه السّلام است ، به زمان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مربوط مىشود . آن حضرت با سخنان خود مردم را به پيروى على و خاندانش فرمان مىداد كه از جمله رخداد غدير خم است . همان‌طور كه ابن ابى الحديد مىگويد : « اين اخبار را محدثانى نقل كرده‌اند كه هيچ‌كس آنها را به رفض و تشيّع متهم نكرده است و حتى قائل به افضليت و تقدم على عليه السّلام بر ديگران نبوده‌اند » . « 4 » اينك به بخشى از اين احاديث اشاره مىكنيم : بريده اسلمى مىگويد : « رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : خداى تعالى مرا به دوستى چهار تن فرمان داده و به من فرموده كه او نيز آنان را دوست دارد . عرض كردند : يا رسول الله ! نام آنها را بگو . حضرت سه بار فرمود : « على » و سپس ابو ذر ، مقداد و سلمان را نام برد » « 5 » . طبرى در جريان جنگ احد نقل مىكند ، رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله فرمود : « على از من است و من از على » . « 6 » .

--> ( 1 ) . شيخ مفيد ، محمد بن محمد بن النعمان . الارشاد ، ترجمه محمد باقر ساعدى خراسانى ، كتاب‌فروشى اسلاميه ، ط دوم ، ص 228 . ( 2 ) . شيخ مفيد ، محمد بن محمد بن النعمان . الجمل ، ص 285 . ( 3 ) . همان ، ص 235 . ( 4 ) . شرح نهج البلاغه ، دار احياء التراث العربى ، بيروت ، ج 2 ، ص 349 . ( 5 ) . هيثمى مكى . الصواعق المحرقة ، مكتبة قاهره ، ط دوم ، 1358 ، ص 122 . ( 6 ) . تاريخ الطبرى ، دار الكتب العلمية ، بيروت ، ط 3 ، 1408 ه ، ج 2 ، ص 65 .